{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مترسکی سوال کردم،

از مترسکی سوال کردم،
آیا از ماندن در مزرعه بیزار نشده ای ؟

پاسخم داد و گفت :
در ترساندن و آزار دیگران لذتی به یاد ماندنی است.

پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی شوم.

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم :
راست گفتی من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم.

گفت :
تو اشتباه می کنی زیرا کسی نمی تواند چنین لذتی را ببرد مگر آن که درونش از کاه پر شده باشد.

🌼🍃❥✿❥●◐○ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

😔⚘یا امام رضا به تو از دور سلام👋

آقا قرار ما سر میدان کاظمینای اولین زیارت ما بعد کربلاشهادت ...

راننده ماشینی در دل شب راه رو گم کرده بود و بعد از مدتی ناگه...

هرنعمتی ک شمارافراگرفته است ازآن خداســــــــت

توجه کنید . اگر مردی عالم و باتجربه را دیدید که دوست زیادی ...

وان شات𝓒𝓱𝓪𝓷𝓶𝓲𝓷✞...«و روزی ابلیس رو به روی خدا زانو زد چون، د...

« شیطون کوچولوی من »فصل سوم ویو آنا::«نه» صدایش مانند نجوای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط