{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در انعکاس آفتاب

در انعکاس آفتاب
دریچه ی عشق گشوده
شد
در دلِ دختری
که انگشتانش نشانه
می رفت
قرص خورشید را،
خوشه ی به دست
در گوشه مزرعه ای
که
عطر دانه هایش
دل هر رهگذر
دیوانه ی را
سرمست می کرد
در اخرین
روز های بهار
که
پیچک های سبز
نوید از فصل
دلدادگی را می‌داد

#لیلا_میناخانی
@dastkhatcafe
دیدگاه ها (۳)

به جلال خزان‌ها سوگندکه جستجویت کردممیان دُرد شرابو صدایی خس...

آه اگر آزادی سرودی می‌خواندکوچکهمچون گلوگاهِ پرنده‌ایهیچ‌کجا...

لبانت؛دو مصراع پرشور شمس مغربی‌اندشعری که برای تو سروده نشود...

من که میگم همه چیز توی یه جمله خلاصه میشه" طرف باید اهلت باش...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

تک پارتی ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط