{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p10

p10
متیو : هانی من میرم یه دوش بگیرم بعد باهم بخوابیم و بعد بدون اینکه چیزی بگه داخل مستر رفت و درو بست
تا رفت شروع کردن به گشتن
مایا : دیانا دنبال این میگردی
اشاره به نامه تئو تو دستش
دیانا : آره
مایا : میخوای فرار کنی میدونی بفهمن چی میشه
دیانا : از کجا
مایا : من لچیلیمنز ام
دیانا : حق نداری افکارمو بخونی
مایا : میخواهم کمکت کنم
دیانا : فقط لو نده
مایا : اون راه پیام دادم خطر ناکه از زیر دست متیو بتونی در بری از تام نمیتونی
دیانا : چیکار کنم
مایا : من بینتون نامه رد و بدل میکنم
دیانا : چرا این کارومیکنی
مایا : نمی‌خواهم تو هم مثل من نابود بشی تو این عمارت
بغلش کردم
مایا : خب من اینو میسوزونم حتی اگه یه درصد بفهمه با خوندن این کفری میشه
و بیرون رفت
لبخندی از رو شادی زدم
متیو از حموم اومد و موهاشو سشوار کشید و بغلم کرد و خوابید
فردا صبح
بیدار شدم و پاینن رفتم تام داشت با متیو حرف می‌زد
تام : فردا حرکت می‌کنیم
پاینن رفتم
دیانا : صبح بخیر ارباب متیو فردا صبح قراره کجا برید اگه فضولی نیست
متیو : همون عملیاتی که دیشب ازش حرف میزدیم
سری تکون دادم و بعد خوردن صبحونه متیو بیرون رفت
متیو : یک ساعت دیگه بر میگردم
و بیرون رفت
مایا : دیانا بریم بالا
رفتیم بالا
مایا : هر بار میخوان برن عملیات در هارو طلسم میکنن ارباب ولدمورت این کارو میکنه فقط هم یه راه حل براش هست اونم این معجونه معجونی رو بهم داد
دیانا : مایا ایتالیایی بلدی
مایا : اصالتا ایتالیایی ام
دیانا : خب عالیه گوشیمو برداشتم و چک کردم پیام از تئو
[[👍]]
دیدگاه ها (۲)

رویایی واقعی اما مانند دروغ

جیمین منو ات از دفتر مدیر اومدیم بیرون و ات گفت + پس فردا م...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان عشق ممنوع

نماد مرگ پارت اول

متیو و دختری از جنس دریا p1

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

عشق بعد نفرت

wes2 part 4مایا:چند دقیقه بعد با نیک سوار ماشین شدیم و بلاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط