{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیزم .... ♡♡

عزیزم .... ♡♡

من که نمرده ام ،، سفره دلت را باز کن
قول میدهم

اگر برای آوردن خنده روی لبهایت کاری از دستم بر نیامد ...

چهارزانو بنشینم و تا آخرین لقمه غمهایت را نوش جان کنم ...

چند نخ سیگار هم رویش ...!!!!!
دیدگاه ها (۱۶)

ﺧﺪﺍﯾﺎ !!! ﻣﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﻢ ، ﺁﯾﻨﺪﻩ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ . ﻭﻟﯽ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﻡ ...

خدایااا.... در دفتر حضور و غیاب امروز، حاضری زدیم! حضورمان ر...

سکوت خطرناک تر از حرف های نیش دار است ...بدون شک ،کسی که سکو...

هیــچ گـاه دلـت را بــه روزگـار مسپــار که دریــایی از نـا ا...

عاشقم باش Part 50

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

I can be myself with himPart⁹⁶[ویو تهیونگ]از عمارتش خارج شدی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط