{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مشکل با همسرت گذرو

از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مشکل با همسرت گذروندی؟

او در جواب گفت: ما با هم در شب عروسی به یک اتفاق نظر رسیدیم (و آن اینکه) اگر من عصبانی شدم او برای انجام یک کار بهتر (به جای دعوا) به آشپزخانه برود تا من آروم بشم، و اگر او عصبانی شد، من به بالکن بروم و وارد خانه نشوم تا اون آروم بشه.
والآن من - شکر خدا - چهل ساله که در بالکن زندگی می کنم! 😂
دیدگاه ها (۷)

بچه که بودیم بزرگترا ازدواج میکردن، حالا که بزرگ شدیم کوچیکت...

ما همه در یکجایی از قصه هایمانجا ماندیمجا ماندیم و کسی متوجه...

خدایِ عزیزمبه من کمک کن اگر قرار است چیزی را به فراموشی بسپا...

رابطـــــہ ے ۲ نفــــرہ اے کہ توشگیــر دادن و قھـــــر و آشت...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۲ | «اولین آشپزی دو نف...

#theheartofsea#twentiethpart#Minsungفلیکس با نا امیدی اروم ن...

از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مشکل با همسرت گذروندی...

.ازدواج_بدون_مشکل?.از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مش...

از پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون مشکل با همسرت گذروندی...

#ازدواج_بدون_مشکل#داستان_طنزاز پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سا...

#داستانسالها در بالکناز پیرمردی پرسیدند: چگونه چهل سال بدون ...

#مثل_هیچکس۲۰بعد از اینکه اتوبوس شان حرکت کرد سوار ماشینم شدم...

سلام و احترام 🌷 خدایا شُکر🙏❤ عشق را هرجایی که هستی پخش کن.اب...

ادامه قسمت یازدهم...روی حیاط اوردند.اقا رجب ماشینش را اورد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط