{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فن فیک لیوایهان پارت ۱

فن فیک لیوایهان پارت ۱
روزی روزگاری دختری در ناحیه غربی دیوار رز در خوانواده ی نامهربونی به دنیا اومد که خیلی بازیگوش بود پدر و مادرش به زور اون رو تحمل میکردن اون به تحقیق روی غورباقه ها علاقه داشت و دوست داشت بدونه بیرون دیوار ها چی هست یک روز وقتی شش سالش بود از توی باغ یک بیل برداشت و رفت تا زیر دیوار ها یک تونل بکنه و فرار کنه
هانجی : باید زیر دیوار دیوار رو سولاخ ( سوراخ ) کنم
کشیش فرقه دیوار پرست ها : ای بچه ی گستاخ به دیوار ها توهین نکن
هانجی : الفراررررر
کشیش : گرفتمت جقله بیلت رو بده به من
هانجی : نمیدممممم
فرار کرد و رفت توی خونشون چند دقیقه بعد کشیش در خونشون رو زد
کشیش : خانوم در جریان هستید که دخترتون تصیمیم داشت از زیر دیوار ها فرار کنه ؟
مادر : عه . . . ببخشید اون بچه ی کثافت رو ادب میکنم
کشیش : بیل رو هم به ما تحویل بدید
مادر : چشم
بعد از اون مادر با عصبانیت میره سمت هانجی
مادر : ای بچه ی گستاخ تنبیهت میکنم میفرستمت به شهر زیر زمینی
مادر هانجی اون رو پرت کرد توی شهر زیرزمینی اونجا خیلی سرد بود و هانجی هم یک دختر بچه ی شش ساله به گوشه ای از شهر رفت و شروع به گریه کرد
دیدگاه ها (۵)

من روانی را بیشتر بشناسید 😊🔪

فن فیک لیوایهان پارت ۲به اطرافش نگاه کرد پسر بچه ای رو دید ک...

فن فیک لیوایهان پارت آخر ♡ هانجی : باشه بابا . مثل اینکه تا ...

پروف عوض شد 😊

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

این فقط یه خاطره برای اون بچه نبود… 🥹💙این لحظه قشنگ، توی دل ...

فصل دوم رمان گرفتار تو قسمت دوم

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط