میان تمام سوال های که زه من پرسش شد

+ میان تمام سوال های که زه من پرسش شد ...
زمان ترکت انگار عجیب ترینش بود
نه من هیچگاه دهان نگوشودم که بگویم ترک نخواهم ساخت ...
ترک خواهم کرد تورا
دقیقا با اولین برف در سپتامبر ماه
با اولین شنای پروانه
ترک خواهم ساخت ....
با دقیقاً اولین پرتوی بنفش رنگ نور ماه
ترک میکنم در آن لحظه که قلب منطقی باشد و مغز احساسات را در آغوش بگیرد
ترک میکنم اگر عقربه های ساعت خلاف جهت حرکت کنند ....
و بلعخره میرم در آن روز که ابر ها خون گریه کنند ....
دیدگاه ها (۱)

+ در شهری که کلاه قاضی و درمان مرگ باشد ...مردمان خیره به هم...

+ گویی عشق در این دیرینه جهان گناهیست کبیره ....پس من دستانش...

نگاهش به بیرون میخ شده بود .....به درخت کهنه مجنون ، پس عشق ...

+ حقیقت را بگو ژرلادین ؟ ـ حقیقت ؟ حقیقت مرگ احساساتی است ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط