{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم ...

اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم ...
دست خودم نیست ...
همیشه فکر می کنم که گلها را ...
تو بدنیا آوردی ...
به گلهای مریم و نرگس و یاس ...
یا همین بنفشه و شب بو ...
نگاه کن ...
زیبایی شان به تو رفته ...
تنهایی شان به من ...
.
#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۵)

من و آن شمعدانی ... بر لب پنجره ات ...چه سخن ها داریم....عاش...

حسنت را فقط حسن یوسف عاشق می داند وبس... همان که خودت کاشتی ...

نگران نباش !آنقدر عاشقمکه بعد از مرگقبل از اینکه با خدا حرفی...

همه هستند چه خلوت شده است شهر بی زمزمه و تو خالیستهمه هستند ...

داستان ترسناک خیالی

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷...#میز اتاقت باشم...دستان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط