{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگران نباش !

نگران نباش !
آنقدر عاشقم
که بعد از مرگ
قبل از اینکه با خدا حرفی بزنم
به تو باز خواهم گشت !


تو اما یادت نرود

شب ها قبل از خواب
عطر عاشقانه بزنی و
پنجره ی اتاقت را باز بگذاری ...
دیدگاه ها (۴)

اینکه شمعدانی را "جانم" صدا میزنم ...دست خودم نیست ...همیشه ...

من و آن شمعدانی ... بر لب پنجره ات ...چه سخن ها داریم....عاش...

همه هستند چه خلوت شده است شهر بی زمزمه و تو خالیستهمه هستند ...

لطفا مطالعه کنید و نشر دهیدسالهای سال است داریم میلیادرها دل...

(تک پارتی)رمان فیک نامجون | فانتزی | «ماه پشت پنجره»هیچ‌کس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط