{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات ویو

ات ویو
داشتم میرفتم سمت کمد که یکی درو باز کرد سری برگشتم
کوک: چیشدهه
ات: ..عه اوندیی منم داشتم‌میومدم( ختده مصنوعیی با اینکه چشاش اشکیه
کوک: اره ارواح عمت
ات: اوم خب بریم
کوک: چییزی شده؟
ات: ن بیا بریم دیگه
کوک داش نزدیکم میومد
ات: چی.. هی کوکی لطففا نیا نزدیک
کوک: چیو پنهون میکنی
ا: من؟ نبابا چییزی ندلرم.. فقط دیگه تزدیکتر نیا
وقتی دیگه خیلی نزدیکم شد داشتم از استرس میمردم اگه میفهنید ابروم میرفف
کوک: یا میگی یا ..
ات::: ن ن ن بابا جون چییزی نیس بیا بریمم
کوک: وقتی اینطوری میگی مطمعن میشم یچیت هس
ات: ن.... ایییییی
کوک: چیشدهه
ات: باشه بابا اح عادت شدم دلم درد میکنه راحت شدیی حالا برو تا ی گلی تو سرم بریزم( گریه
کوک: همین؟
ات: اوم
ات: برو بیرون
کوک: خب منظورت از خاک تو سرت چی بود؟
ات: من هیچ پد بهداشتی ندارمم و الان دارمم از درد میمیرم( گریه ولی خب درد بهش فشار اورده خجالتو پس زده
کوک: من میرم برات میگیرم
ات : واقععنیی
کوک: اره صبر کن سری میام
کوک رف
دیدگاه ها (۰)

ویو ات وایی راحت شدم ولی خب انگار باید از جلو چشاش گم شمم رو...

ویو ات کوک: اوکی ات: اوم کوک: قست خوابیدن نداری ات: خب ... ن...

ویو ات ات: وایییکوک: ها چته دلمممممم درد میکنه وایی خدااا کم...

ویو ات ات: خب.. کوک: چیات: من.. بد اون..جریان.خوکوک: هیچ علا...

شب تولدم پارت 16ات: باشه ویو جونگ کوک: با ات رفتیم سرم گرفتی...

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

اسم فیک: اون واسه منه p48 ات: اون میومد جلو و من مجبور بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط