پارت ۸۴
پارت ۸۴
**از دید رزت **
رزت : من چیزی حس نکردم
* خیلی نگاهش نگران کننده است *
کیان : بیخیال من یه سر میرم کتابخونه تو هم برو بخواب
رزت : باشه.... میبینمت
* وقتی رفتم تو اتاقم لبه ی پنجره نشستم *
رزت : چشم قرمز؟
* هوف... هیچی از حرفای کیان سر در نمیارم *
** از دید کیان **
* وارد کتاب خونه شدم*
کیان : مطمعن نیستم ولی حس میکنم رزت استیگماس
* کتابی که درباره ی اسیتگماها بود و برداشتم *
پرش زمانی ۲ساعت بعد ///
* هیچی نفهمیدم ولی یه چیزی فهمیدم.... اسیتگماها سه دسته ان..... کسانی که از طریق جادو استیگما میشن کسانی که استیگما به دنیا اومدن و کسانی که نیمه استیگما و نمیه انسانن *
کیان : هوف
* رفتم پیش رزت *
کیان : بیداری؟
رزت : عه کیان... چیشد؟
کیان : رزت تنها کسانی که چشماشون قرمز استیگمان
رزت : خو این به من چه ربطی داره؟
کیان : وقتی رفته بودیم به اون سر بزنیم... تو چشمات قرمز بود
رزت : ها؟ یعنی چی؟ من استیگما نیستم
کیان : ببین استیگما ها سه دسته کسانی که مثل از از طریق جادو استیگما شدن کسانی مثل پدر من از قبل استیگما بودن و کسانی که نیمه استیگما و نیمه انسانن
رزت : خ... خب؟
کیان : حس میکنم تو سومی نیمه استیگما و نیمه انسان
رزت : نه نه نه!!! ... کیان چی میگی؟
کیان : هوف تو استیگمایی
**از دید رزت **
رزت : من چیزی حس نکردم
* خیلی نگاهش نگران کننده است *
کیان : بیخیال من یه سر میرم کتابخونه تو هم برو بخواب
رزت : باشه.... میبینمت
* وقتی رفتم تو اتاقم لبه ی پنجره نشستم *
رزت : چشم قرمز؟
* هوف... هیچی از حرفای کیان سر در نمیارم *
** از دید کیان **
* وارد کتاب خونه شدم*
کیان : مطمعن نیستم ولی حس میکنم رزت استیگماس
* کتابی که درباره ی اسیتگماها بود و برداشتم *
پرش زمانی ۲ساعت بعد ///
* هیچی نفهمیدم ولی یه چیزی فهمیدم.... اسیتگماها سه دسته ان..... کسانی که از طریق جادو استیگما میشن کسانی که استیگما به دنیا اومدن و کسانی که نیمه استیگما و نمیه انسانن *
کیان : هوف
* رفتم پیش رزت *
کیان : بیداری؟
رزت : عه کیان... چیشد؟
کیان : رزت تنها کسانی که چشماشون قرمز استیگمان
رزت : خو این به من چه ربطی داره؟
کیان : وقتی رفته بودیم به اون سر بزنیم... تو چشمات قرمز بود
رزت : ها؟ یعنی چی؟ من استیگما نیستم
کیان : ببین استیگما ها سه دسته کسانی که مثل از از طریق جادو استیگما شدن کسانی مثل پدر من از قبل استیگما بودن و کسانی که نیمه استیگما و نیمه انسانن
رزت : خ... خب؟
کیان : حس میکنم تو سومی نیمه استیگما و نیمه انسان
رزت : نه نه نه!!! ... کیان چی میگی؟
کیان : هوف تو استیگمایی
- ۳۶۴
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط