{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا

خدایا
کاسه نذری برایت آورده ام
کاسه ای خالی از خواستن
پر از گلبرگ های دعا
خدایا دیگر پاهایم یاری نمی کند
نگاهم در میان این رنگ ها
دير زماني ست است گم شده است
من گم و تو پیدایی
بیا و این کاسه را از من بستان
بگذار تا بودنت را
ثابت کنم؛
به کودکی که از گرسنگی دیشب خوابش نبرد
دیگر معجزه نمی خواهم نمی خواهیم
برای بودنت
فقط نگذار
دخترک برای لقمه نانی بفروشد وجودش را
يا كودك كنار خيابان حراج كند
بازي ها و درس هاي مدرسه اش را
نگذار چشمان پسرک
تر شود از اعدام پدر
معجزه نمی خواهم
همین کافی ست...
دیدگاه ها (۱۲)

خدایاکاسه نذری برایت آورده ام کاسه ای خالی از خواستن پر از گ...

Knife Dead Part 68جونکوک زود سوار شد و کاسه نودل رو سمته دخت...

#داستان_شب7 داستان خرید معجزه ، داستان کوتاه و آموزنده و خوا...

هیوا قادر

#کارو_شاعری_هرزکار_بود_از_آدمای_امروزی_بدتر_هوس_زیادی_کورش_ک...

یه نفر خوابش میاد و واسه ی خواب جا نداره یه نفر یه لقمه نون ...

داستان فقر است (جالبه بخونین) پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند...

قسمت2 مواجه شدم … عمر کشان بود و می خواستند کله پاچه عمر را ...

🍁🍂 میشود با تو شعر خواندبا تو چای نوشیدموهایت را کمی بوییددر...

«قهرِ حَد: ترازِ خونینِ بهرام محمدی با مافیایِ غارتگر»۱۱. خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط