{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پ

دخترک جلوی خانواده اش ایستاد, او عاشق پسر بود حتی با بی پولیش
پدردختر از او خاسته بود بین پسر و ثروت پدر یکی رو انتخاب کند و دختر عاشقانه به ثروت پدر پشت کرد
اما اکنون داشت دلشکسته به خانه پدر برمیگشت, پسر اورا بدون ثروت پدر نمیخواست
دیدگاه ها (۳)

داستان

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️هیچ‌کس حرکت نکرد.دو جنا روبه‌روی هم ایستاد...

🖤 پارت ۳۹ | «آخرین دیدار»چند ساعت بعد...لانا، کوک و تهیونگ ب...

چند وقت پیش به جوان عزیزی گفتم که در جریان انتخاب همسر، بیشت...

سناریو قهوه با بوی شکلات

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط