گاه با خود میگویم مگر ماندن چه ایرادی دارد ک همه از آن وا
گاه با خود میگویم مگر ماندن چه ایرادی دارد ک همه از آن واهمه دارند.
همیشه که نباید قصه ها را در وصف رفتن گفت. گاهی باید ماند باید بود !
باید عاشقی کرد و عاشق ماند,مگر ما همان آدم هایی نیستیم که هستیِ مان در گرو عشق و دوست داشتن بود پس چه به سرمان آمد؟!
که اینگونه سرد و سنگ شدیم ؟!
چه شد که همه مان با عشق غریبگی کردیم !
مایی که سرشتمان از عشق بود.
همیشه که نباید قصه ها را در وصف رفتن گفت. گاهی باید ماند باید بود !
باید عاشقی کرد و عاشق ماند,مگر ما همان آدم هایی نیستیم که هستیِ مان در گرو عشق و دوست داشتن بود پس چه به سرمان آمد؟!
که اینگونه سرد و سنگ شدیم ؟!
چه شد که همه مان با عشق غریبگی کردیم !
مایی که سرشتمان از عشق بود.
- ۱۸۵
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط