{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خسته ام اما به شوقت در خیابانم هنوز

خسته ام اما به شوقَت در خیابانم هنوز
پرسه های بی امانِ زیر بارانم هنوز
می رود پاییز سوی شام آخر....تا بهار
بی تو اما در حصارِ مهر و آبانم هنوز
گوشه گیرم...گرچه لبهایم پُر از شعر تَر است
مثل یک فوّاره ی سر در گریبانم هنوز
گفته بودی دوست داری موی بور و لَخت را
از همان ساعت که گفتی مو_پریشانم...هنوز
رفته ای و چشم در چشم خیالت هر سحر
با تنی لرزان برایت شعر میخوانم هنوز
دیدگاه ها (۵)

محبوبمتو را نمی‌دانم اما من دوستت‌دارم!حضورت را ندارم اما به...

دوستت دارم دعایت میکنم دیده و دل را فدا...

هماره از تو می گویم...چونان نسیمی که بی وقفه از دل نیزار می ...

در زاویه ای بسته و بی نوردر انزوای کلبه ی ویرانه و نمور...در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط