{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه کن آن دور دست ها یکی تنها به انتظار ایستاده

نگاه کن آن دور دست ها یکی تنها به انتظار ایستاده

لبخندی عاشقانه ، دستی برایش تکان بده

تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش
دیدگاه ها (۴)

نفسم را حبس کرده ای نمیدانی یادت نفس گیر است تو که رفتی یادت...

بعضی چیزها را ” باید ” بنویسم نه برای اینکه همه ” بخونن ” و ...

♥♡♥

♥♡♥

عاشقانه های شبنم

دردسر های بچه داری پارت ۱۲

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 158✦...................

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️«جنا.»دست تکان خورد.«پاندورا...»این بار صد...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

رمان تهیونگ و جنی

پارت ۱۴ — شبِ روستاشب، زودتر از چیزی که یورا انتظار داشت روی...

RESPECT OR DIE : پارت چهاردهم صدای موتور ماشینی از پشت سرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط