{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن

هر چه کنی بکن ولی از بر من سفر مکن

یا که چو می روی مرا وقت سفر خبر مکن

 

گر چه به غم ستاده ام نیست توان دیدنم

شعله مزن بر آتشم از بر من گذر مکن

 

روز جدایی ات مرا یک نگه تو میکشد

وقت وداع کردنت بر رخ من نظر مکن

 

دیده به در نهاده ام تا شنوم صدای تو

حلقه به در بزن مرا عاشق در به در مکن

 

من که ز پا نشسته ام مرغک پر شکسته ام

زود بیا که خسته ام زین همه خسته تر مکن

 

گر چه به دور زندگی تن به قضا نهاده ام

آتشم این قدر مزن رنجه ام این قدر مکن

 

یوسف عمر من بیا تنگدلم برای تو

رنج فراق می کشد خون به دل پدر مکن

 

هر چه که ناله می کنم گوش به من نمیکنی

یا که مرا ز دل ببر  یا ز برم سفر مکن



#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳۵)

سلام دوستان خوبم ، سلام بزرگواران ... من بعد از مدتی دوباره ...

میخواهمت میدانی اما باورت نیستفکری به جز نامهربانی در سرت نی...

به جز غم تو که با جان من همآغوشستمرا صدای تو هر صبح و شام در...

عاقبت صید سفر شد یار ما یادش به خیرنازنینی بود و از ما شد جد...

ستاره دیده فروبست و آرمید، بیاشراب نور به رگ های شب دوید، بی...

صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرنداین دل خسته مجروح مرا جان آر...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #دلبران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط