{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوانه‌وار پشت سرش دویدم

دیوانه‌وار پشت سرش دویدم
از پله‌های پایین رفتم
فریاد زدم : شوخی بود ، باور کن
از پیش من نرو
لبخندی ترسناک چهره‌اش را پوشاند
به سردی گفت :
در باد نایست ، سرما می‌خوری

#آنا_آخماتوآ
ترجمه‌: #احمد_پوری
#deep_feeling
دیدگاه ها (۳)

رفتی و بعدِ تو به جای نسکافهدلتنگی رو میزه...#محمد_پارسا#dee...

هر دوی مایک نفر را تنها گذاشتیم اول، تو مراو سپسمن، خودم را ...

دنیا کوچک است امامیترسم که از کنار هم بگذریمو دیگر دستمان به...

آدما رو درست انتخاب کنیم تا به جایی نرسیم که بگیم، وقتی نمیش...

وقتی سالگرد ازدواجتون رو فراموش میکنه....آخرین بشقاب هم گذاش...

پارت نهم☆یه نیم ساعتی تو تراس موندم و بعد خواستم بیام طبقه پ...

☆لبخند معشوقه☆با حسرت به دستاشون خیره شدم . ..چی میشد به جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط