{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂

𝙥𝙖𝙧𝙩¹⁶


سرمو اوردم بالا نگاهی به ساعت انداختم ساعت ⁶ بود بعد ناهار بهمون چندتا فن دفاع شخصی اموزش دادن بعد ² ساعت گروه ها از هم جدا شد و ما تک تیراندازا رو بردن به یه سالن بزرگ.....

به هممون یکی یدونه تف. نگ دادن و درباره تفنگ و جزئیاتش و عملکردش بهمون گفت....

الان متوجه شدم یون مارو اموزش میداد و دنیز هم هکرا رو اموزش میداد.....

تف. نگ توی دستمون ماژولار رمینگتون بود با این قبلا کار کرده بودم..

یعنی فقط این نه با خیلی از تک تیر اندازای دیگه هم امتحان کرده بودم اما این با بقیه فرق داشت این میتونستی از گلوله های دیگه هم استفاده کنی....

یون توضیحاتش تموم شد و خودش هم چند تا تیر زد تا بهمون نشون بده.....

پسرا یکی یکی شروع کردن به تیر پرتاب کردن هر کی ¹⁰ بار فرصت داشت تا بزنه اکثرا تونستن ⁵،⁶ تا بزنن چه خوب چه بد من اخرین نفر بودم از مزایا یا معایب دیر ثبت نام کردنه دیگه.....

تا الان مین هو همون پسر غر غروعه پبیشتر از همه زده بود که ⁸ تا بود بدک نیس...

از طرز گرفتن تفنگ توی دستش فهمیدم تازه کاره و به عنوان یه تازه کار کارش خیلی خوب بود

یون: و خب اخرین نفر ا/ت بیا ببینیم چیکار میکنی...

مین هو با یه لحن تمسخر امیزی گفت: فقط حواست باشه فشنگ ها از اون قسمت میان یه وقت نزاریشون تو لوله تفنگ....

و شروع کردن به خندیدن....

بخند بخند اونموقع که ضایع شدی میبینیم خندتو نیشخندی بهش زدم و

یون: بسه.

اینو گفت و همشون خفه شدن رفتم سمت یون تک تیر اندازو ازش گرفتم....
دیدگاه ها (۵)

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩¹⁷اینو گفت و همشون خفه شدن رفتم سمت یون تک ...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩¹⁸² ماه بعد²ماه شده بود که من اینجا بودم نگ...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩¹⁵دیدم همون پسره داره میاد طرفم شاید اونم م...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩¹⁴یون اومد جلو و گفت: خب بچها برین تو زمین ...

چندپارتی درخواستی

#Gentlemans_husband#season_Third#part_351اخه یکی نیست بگه مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط