{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک بودم زمین میخوردم

کودک بودم زمین میخوردم
مادرم مرا میبوسید
تمام دردهایم یادم میرفت
دیروز زمین خوردم دردم نیامد
ب جایش تمام بوسه های مادرم یادم آمد ....
دیدگاه ها (۱)

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

قسمت ۶

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط