{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بانو

بانو
پاییز که شد
دستهای خسته ات را در جیبت پنهان کن،،،
و به دور از باید ها و آمدن ها،،،
نبودن ها و رفتن ها،،،
فارغ از تمام لحظه های بی شایبه ی روزگار غریبت،،،
برای خودت؛ خاطره ای بساز،،،
بانو،،،
پاییز که شد،
اولین باران پاییزی که روی موهای ابریشمی ات بارید،
و خش خش برگهای خسته ی پاییزی را زیر پاهایت لمس کردی،،،
خودت را بغل کن و به زیر آسمان ابری ات ببر،،،
این پاییز را،،،
تنها،،،
نه،،،
نمیشود،،،
هرگز،،،
دیدگاه ها (۱)

می ترسم از اتفاق هایی که اصلا قرار نیست بیفتد! مثلا نیامدنت ...

ریشه ام در بهار است وبرگ هایم در پاییزنه سبز می شومنه زرداین...

آسمان،،،همان آسمانی که ابرهایش برای تپیدن قلب تو قطره قطره آ...

خدایا،،،شادکن دلی را که گرفته و دلتنگه،،،بی نیاز کن کسی را ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط