زودتر بیا پایین صبحونت و بخور تا دیرت نشده سپس در را بست
زودتر بیا پایین صبحونت و بخور تا دیرت نشده! سپس در را بست و بیرون رفت. هورش رو به روی آینه ایسددتاد و دسددتی به موهایش کشددید.چهره ی دلنشددینی داشت. پوستی روشن،لب هایی متوسط،مژه هایی بلند،با چشم هایی طوسی رنگ! پس از آماده شدن،نگاهی به خودش در آینه کرد و از اتاق خارج شد. ۷:۱۵ وارد آشپزخانه شد و پشت میز نشست.نگاهی به ساعت مچی انداخت را نشان میداد! به خوردنش سرعت بخشید،پشت سر هم لقمه می گرفت و نجویده قورتش می داد.استکان چایش را برداشت و یک نفس همه را سر کشید! از پشت میز بلند شد و با عجله به سمت در رفت! _مامان من رفتم _کجا؟تو که هنوز چیزی نخوردی! _به اندازه ی کافی خوردم.باید برم خیلی دیرم شده! _باشه به سلامت! از خانه خارج شد.سوار ماشینش شد و به سمت دانشگاه به راه افتاد. پس از مدتی به دانشگاه رسید.کیفش را از روی صندلی برداشت و از ماشین پیاده شد.در همین حین،کسی با پشت دست ضربه ای به گردنش زد! برگشت و با دیدن عرفان معترضانه به او غرید: _چته دیوونه!مرض داری؟عرفان که از فرط خنده سرخ شده بود گفت: _چه خبرته بابا؟ زدم تا خواب از سرت بپره! هورش با دست کنارش زد و به سمت ساختمان دانشگاه به راه افتاد.عرفان تنها پسر عمویش بود که حکم یک برادر را برایش داشت.اما شوخی های گاه و بی گاهش او را سخت کلافه می کرد! _کجا میری هورش؟صبرکن منم بیام! سپس با قدم هایی بلند، خود را به او رساند. هورش کیفش را در دستش جا به جا کرد و گفت: _مگه کلاس شروع نشده؟تو این بیرون چیکار می کنی؟ _استاد شمسایی هنوز نیومده! _جدا؟پس شانس آوردم وگرنه مثل دفعه قبل پدرم رو در می آورد! عرفان در کلاس را باز کرد و با هم وارد کلاس شدند. اولین کسی که به چشم هورش خورد،مهتاب بود! لجبازترین دختری که تا به حال دیده بود! چون خیلی سر لج و لجبازی را داشتند،نام و آوازه شان در دانشگاه پیچیده بود! مهتاب با پوزخند تلخی نگاهش را از او گرفت. هورش نیز پوزخندی زد و عمدا سددری از روی تاسدد تکان داد و از کنارش گذشت. مهتاب متوجه پوزخند او شد.ساکت نماند و گفت: _بهتره برای خودت متاس باشی،آقای حسامی!! حسامی را با غیظ تلفظ کرد،هورش که خنده اش گرفته بود با خود گفت:
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b7%d8%b1-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b7%d8%b1-%d9%86%d9%81%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
- ۷۴۰
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط