{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم،

نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم،
تحمل زندگی فامیلی را ندارم،
من آنقدر به تنهایی خودم عادت کرده ام
که در هر حالت دیگری خودم را
بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم.
دیدگاه ها (۲۱)

تغییر نکنید!بخاطر اینکه آدمها دوستتان داشته باشند! خودتان با...

تو دانشگاه نشسته بودیم پای کامپیوتر که منابع تحقیقمونو پیدا ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

نمیدونم چرا همه اطرافیانم دارن منو عذاب میدن !از فامیل محبتی...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

.جمعه ها آدم حس و حال عجیبی پیدا میکند!شاید کمی بغلی و بهانه...

💛🍂مرا به هفت سالگی‌ام ببر زیر همان درخت خانه مادربزرگکه سیب‌...

*✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* *✲゚* این خود منم وقت...

★彡   Part 10 彡★ توی راه، هیچ حرفی رد و بدل نشد. دوست داشتم ی...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

𝐰𝐞𝐫𝐫𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟗آشنایی این جمله..نمی‌د...

روانشناسی بالینی رابطهبعضی چیزها راباید سروقت خودش داشته باش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط