{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوار تاکسی بودم ، راننده با ماشین پشتی دعواش شد گفت: ببین

سوار تاکسی بودم ، راننده با ماشین پشتی دعواش شد گفت: ببین داداش ، من اینجا وایسادم و وای خواهم ساد!

میفهمی ؟ وای خواهم ساد





حیف فردوسی که خواست از ادبیات فارسی حمایت کنه

من ک پیاده شدم ولی او همچنان وای خواهد ساده بود
دیدگاه ها (۷)

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

رمان دخت من

My idol

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖فلش بک به روز رفتن جونگکوک و مری. ویو ج...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط