{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی در خواب دیدم آن یار بی وفا را

روزی در خواب دیدم آن یار بی وفا را
گفتم ای پریوش جان و دلم فدایت
خواهم غلام باشم در درگهی نگاهت
ز شوق از سینه دل برویم
بر دیده خاک راهت
باشد روزی بر من بی افتد کار و بارت❤️‍🔥🫴
دیدگاه ها (۰)

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

شعری که امام خامنه ای چند روز قبل از شهادتش نوشت🎙توضیحات آیت...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

⏳ ظهور نزدیک است...📌 وعده‌ی خدا نزدیک تر از چیزی است که فکر ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط