{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
اشک رازیست لبخند رازیست عشق رازیست  اشک ان شب لبخند عشقم بود
قصه نیستم که بگوی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم بشوی
یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشتکرم مرا فریاد کن
درخت با جنگل  سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو  سخن می گویم
نامت را ب من بگو #احمدشاملو
دیدگاه ها (۴)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

.اشک رازیست لبخند رازیست عشق رازیست  اشک ان شب لبخند عشقم بو...

اشک رازیستلبخند رازیستعشق رازیستاشک آن شب ، لبخند عشق ام بود...

اشک آن شب لبخند عشقم بودقصه نیستم که بگوئینغمه نیستم که بخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط