{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیچاره دل از سردی معشوق خبرداشت

بیچاره دل از سردی معشوق خبرداشت

با اینهمه در رفتنش اما و اگر داشت

سخت است درختی که زمین خورده بفهمد

دستش خبر از توطئه شوم تبر داشت

حالم شده مانند یتیمی که همیشه

زیر کتک ناپدری فحش‌پدر داشت

یا حال زن حامله که بعد سه دختر

فهمیده که دختر شده و شرط پسر داشت

تا کی وسط خاطره ها اشک بریزم

ای کاش که در قسمت من گریه اثر داشت
دیدگاه ها (۸)

من که در صورت خوبان همه او می بینمتو مپندار که من روی نکو می...

زمان خلق تو بی شک خدا تبسم کردتمام خلقت خود را اسیر گندم کرد...

بعد از این شعر یکی خواست به پایان برسد پیش چشمان خدا به سر و...

باز آشفته ام از حسرت عنبر بوییبسته شد جان و دلم در گره ابروی...

𝒩𝘢𝘮𝘦 𝒩𝘰𝘷𝘦𝘭 : 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘪𝘤𝘦 𝘖𝘧 𝘛𝘳𝘶𝘵𝘩 / تاوان حقیقت𝒫𝘢𝘳𝘵 : 𝟐𝟕 ─────...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط