part:10
part:10
ساعت19:00 خانه ی ات و برادرش
تهیونگ:ات نمیاد خیلی وقت ندیدیمش کجاست کی میاد
نامجون:آره منم دلم برای اذیت کردناش تنگ شده
شوگا:هنوز نیومده!(رو به جونگ کوک )
نامجون:ات دیر میاد خونه گفت کار داره منتظرش نباشید ولی کوک فک نکنم اینبار ات دیگه بهت رحم کنه
ذهن جیمین:هِه به خانم بر خورده اومدم خونش عجب رویی داره ....اما....اما این دختر چه کاری داره که تا شب طول میکشه ....اصلا به من چه من دوست دختر دارم نباید به ات فکر کنم(💔)...اما اون خیلی دختر ضعیفی (خخخخیلی) اگر کسی بلایی سرش بیاره چی
ساعت ۲۱:۰۰
جیمین: من خیلی خوابم میاد ما دیگه بریم
جونگ کوک،تهیونگ ،شوگا،جیهوپ،جین:سلام برسون به کوچولو
نامجون:باشه
جونگ کوک:راستی فردا برای ناهار اگر ات کلاس نداره بگو بیاد ببینیمش
نامجون:باشه خدا حافظ(خنده)
فردا صبح ساعت 6:00 خانه ی ات وبرادرش
نامجون: هنوز نمی خوای بگی کجا بودی
ات:..........(در حال صبحانه خوردن)
نامجون:من که بالاخره میفهمم اما حالا این بحثو ولش کنیم امروز برای ناهار میای بریم رستوران پسرا دلشون واست تنگ شده
ات:باشه....
ادامه دارد
لایک❤️
کامنت 💖
ساعت19:00 خانه ی ات و برادرش
تهیونگ:ات نمیاد خیلی وقت ندیدیمش کجاست کی میاد
نامجون:آره منم دلم برای اذیت کردناش تنگ شده
شوگا:هنوز نیومده!(رو به جونگ کوک )
نامجون:ات دیر میاد خونه گفت کار داره منتظرش نباشید ولی کوک فک نکنم اینبار ات دیگه بهت رحم کنه
ذهن جیمین:هِه به خانم بر خورده اومدم خونش عجب رویی داره ....اما....اما این دختر چه کاری داره که تا شب طول میکشه ....اصلا به من چه من دوست دختر دارم نباید به ات فکر کنم(💔)...اما اون خیلی دختر ضعیفی (خخخخیلی) اگر کسی بلایی سرش بیاره چی
ساعت ۲۱:۰۰
جیمین: من خیلی خوابم میاد ما دیگه بریم
جونگ کوک،تهیونگ ،شوگا،جیهوپ،جین:سلام برسون به کوچولو
نامجون:باشه
جونگ کوک:راستی فردا برای ناهار اگر ات کلاس نداره بگو بیاد ببینیمش
نامجون:باشه خدا حافظ(خنده)
فردا صبح ساعت 6:00 خانه ی ات وبرادرش
نامجون: هنوز نمی خوای بگی کجا بودی
ات:..........(در حال صبحانه خوردن)
نامجون:من که بالاخره میفهمم اما حالا این بحثو ولش کنیم امروز برای ناهار میای بریم رستوران پسرا دلشون واست تنگ شده
ات:باشه....
ادامه دارد
لایک❤️
کامنت 💖
- ۵۷
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط