{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایتی از حضرت عزرائیل

حکایتی از حضرت عزرائیل

نقل شده که از عزرائیل پرسیدند؛ این قدر که تاکنون قبض روح مردم را کرده ای، آیاتو را بر کسی ترحّم و شفقّت حاصل شده است؟

جواب داد؛ آری، بر بچّه ای که در میان یک کشتی متولّد شد و دریا طوفانی گردید، من مأمور قبض روح مادر آن بچه شدم و آن نوزاد بر تخته پاره ای ماند و به جزیره ای افتاد. دیگری ترّحم بر شدّاد کردم که بهشتی با آن زحمت در سالیان دراز ساخت و او را اجازه ندادند که یک مرتبه هم که شده بهشت خود را ببیند.

در این موقع به عزارئیل خطاب شد؛ آن نوزادی که در کشتی متولّد گردید و در جزیره افتاد همان شدّاد بود که در کنف حمایت خود بدون مادر او را پروردیم و آن همه نعمت و قدرت به او عنایت کردیم ولی او از راه دشمنی ما درآمد و به مخالفت ما قیام نمود. اینک نتیجه دشمنی و کفر خود را فعلاً در این دنیا دید تا چه رسد به عالم آخرت. - سرگذشت پیامبران، ص 35.
دیدگاه ها (۱)

انبیاء قوم عاد پس از هود علیه السلامفالغ بن هود علیه السلام ...

تصمیم گرفت خاطرات گذشته‌اش را بنگارد و به خدمت سرنوشت سازانش...

ادامه داستان هود (ع)حکایتی کوتاه درباره قوم عاددر زمان ابوجع...

انبیاء قوم عاد پس از هود علیه السلامفالغ بن هود علیه السلام ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

ایشان در سال ۱۲۳۹ هـ . ق در روستای شوند درگزین از توابع همدا...

لئوناردو در ۱۴ یا ۱۵ آوریل ۱۴۵۲ م در شهر تپه‌ای وینچی در توس...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

#theheartofsea #nineteenthpart#Minsung❌️به خاطرتکمیل شون گپ ...

حکایتی از حضرت عزرائیلنقل شده که از عزرائیل پرسیدند؛ این قدر...

فکر نکنیم اینکه عده ای ظلم می کنند و خدا بلافاصله انتقام نمی...

الهی ..... گاهی...... نگاهی........داستان کوتاه مذهبی آموزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط