{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلگیرم از شب های تار ای مستِ بی پروای شب

دلگیرم از شب های تار ای مستِ بی پروای شب
من مانده ام با هق هقٍ رویای بی فردای شب
بی روی تو تنهاترم ای ناز در شبهای من
این چشم خیسم را نگر حالا شده رسوای شب
دیدگاه ها (۱۸)

‍ امشب قلم دردست گرفتممن وقلم.... سکوت سرد اتاقم ودل پردردم....

می خواهم این روز را با تو خوش بگذرانمدر آغوش تو و رقصیدن با ...

جرعہ جرعہ عشق را سر مي ڪشمنقش عشقـم را بہ ساغـر مي ڪشمخستہ ا...

گفتمش ترکم مکن از غصّه پر پر می شوممطمئنم می رود،بی یار و‌ ی...

آمدی، جانم به قربانت ، ولی حالا چرا ؟بی‌ وفا ، حالا که من اف...

ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال توهوش و روان بی‌دلان سوختهٔ ج...

جا ماندامدرصدایت در نگاهت در دستهایت دراغوشتدرست مثل پاییز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط