{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روزتشنه مانده ام و رفته ام زتاب

یک روزتشنه مانده ام و رفته ام زتاب
یادم رسیدتشنگی کودک رباب
افطارشد و روی لبم بود زمزمه
کودک مگرچقدرمیخورد از نهر آب،آب؟!
دیدگاه ها (۱۴)

💜: راستی، چی خواب دیدی؟🐯: یادم نیست. ولی کابوس بود. وقتی بید...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین وبن سیدالوصیین ع

ما بر خرابه نشيني عادت داريم.اصلا ما براي خرابه هايمان،هزارا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part آخرجونگکوک سر تکو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط