{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی لعنتی ...

هی لعنتی ...


اون طوریم که تو


فکر میکنی نیست ...


شاید عاشقت بودم، روزی .....!


ولی ببین بی تو...


هم زنده ام،


هم زندگی میکنم ...


فقط گاهی در این میان،


یادت ...


زهر میکند


به کامم زندگی را ..


همیــــــــن............
دیدگاه ها (۲۷)

:|

تشنگی بهانه بودآب را با لیوان دهنی تو میخواستم....!!

ازت نمی گذرم ...نه به خاطر خودم به خاطر مادرم!که بعد از رفتن...

...........

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

گاهی بیشتر از اینکه دلتنگِ کربلا باشم…دلتنگِ کسی‌ام که شاید ...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

𓂃 ☕ به کافه ورق آخر خوش آمدید.در گوشه‌ای آرام از این دنیای ش...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

پیرمرد مسگر می‌گفت: «این مس اگه این ضربه‌ها رو نخوره، محکم ن...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط