{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش ب

یه روز چند تا رفیق میخواستن برن گردش ، اولی میگه ماشینش با من ، دومی میگه نهارش هم با من ، سومی هم میگه تخمه و چای هم با من ، چهارمی میگه پس حالا که همتون یه چیز میارین منم داداشم را میارم :)
---------
به پروفایلم دعوتین ... بیاین
دیدگاه ها (۴)

به آسمون نگاه میکنم تو رو میبینم ... به دریا نگاه میکنم تو ر...

یه برره ای به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ ...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره.....

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

بچها من فهمیدم که اگه تو کپشن بزارم پارتا رو سریع تر میاد پس...

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

کسخلان گروگان

یه روز دوتا رفیق بودن که هر دو عاشق یه دختر میشن.دختر میگه م...

یه جمع دخترونه: اولی: میگما...شیما رو دیدین که دماغشو عمل کر...

#طنز طنز کرمونی😊😊🤭🤭 لبتون خنذون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط