۰وقتی برف بازی میکردید و....

۰وقتی برف بازی میکردید و....
P¹
برف همه جارو سفید کرده بود جیمین و یونا دست در دست هم توی خیابونای سئول قدم میزدن که یک مردی رو دیدن که کنار خیابون افتاده بود جیمین به کمک یونا مرد رو بلند کردن
*اقا حالتون خوبه*
#ممنون پسرم میشه سیب‌زمینی هامو از روی زمین جم کنید لطفا
*چشم*
جیمین گاری رو بلند کرد و یونا سیب‌زمینی هارو جم میکرد چنتا سیب‌زمینی وست آسفالت بود یونا سیب‌زمینی هارو جم کرد هواسش به کامیونی که داشت به سمتش میومد نبود جیمین داد زد یونا و یونا پشتشو نگاه کرد
جیمین یونا رو بغل کرد و خودشو پرت کرد کنار جدول
* جیمین حالت خوبه جیمین* دستمو گذاشتم پشت سرش دستم پر از خون شد با ترس جیغ زدم * لطفا یکی زنگ بزنه آمبولانس جیمین بیدار شو *
جیمین رو بردن اتاق عمل بعد از چند ساعت دکتر آمد بیرون *دکتر حالش چطوره *
#عمل موفقیت آمیز بود فقط باید منتظر باشیم بیمار به هوش بیاد موچی مو به بخش مراقبت‌های ویژه بردن * میشه برم ببینمش تروخدا*
&فقط پنج دقیقه
*باشه*
لباس مخصوص رو پوشیدم رفتم داخل *موچی چرا اینجایی چرا این کاروکردی اگر چیزیت بشه من میمیرم لطفاچشمای خوشکلتو باز کن قربونت برم *
سرمو روی دست سردش گذاشتم*چرا سردی فدات شم سردته دورت بگردم *
پتو رو بیشتر کشیدم روش و دستشو با دستم گرم کردم
دیدگاه ها (۴)

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

مافیای من

((جوانه عشق در قلبی سنگی))Part:20(ویو لارا)وقتی که جونگکوک ...

ددی خون آشام من

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

کپشننننن قشنگ خانومااا😈🎀عروسک من😈🔞پارت پنجاه و چهارآرینا اشک...

پارت ۶۳

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط