whyhim
#why_him
part:93
آنالی:جونگکوک!
جونگکوک:جان جونگکوک؟
آنالی:اذیت نکن دیگه!
آروم موهامو نوازش کرد و بوسه ای روی پیشونیم زد و آروم گفت:نظرت چیه همین الان بگیرمت؟
آنالی: الان؟
جونگکوک:هوم.
آنالی:نوچ من عروسی مجلل میخوام!
جونگکوک:باشه عروسی مجللم برات میگیرم جوجه رنگی!
با حرفش لبخندی روی لبم شکل گرفت.
آروم نزدیک شدم و بوسه کوچیکی روی لبش زدم و زود ازش جداشدم.
جونگکوک: شیطون شدی جوجه میخوای بریم رو تخت منم شیطونیمو بهت نشون بدم؟
باحرفش چشام گرد شد و زل زدم بهش!
جونگکوک:چرا اینجوری نگا میکنی فقط بهت پیشنهاد دادم جوجه!
دستمو دور گردنش حلقه کردم و آروم لب زدم:دوستت دارم جونگ کوک!
منو به خودش چسبوند و گفت:من بیشتر جوجه رنگی!
........
امروز قرار بود برای آخرین دادگاه تهیونگ بریم و ببینیم که قاضی چه حکمی واسش صادر کرده.
تهی کنارم نشسته بود و بغضش کاملا معلوم بود.
آنالی:تهی!
تهی:ب بله؟(بغض
آنالی:چیزی شده؟
تهی:اگه داداشم حکمش اعدام باشه من چیکار کنم؟(گریه
آنالی:فدات بشم هنوز چیزی معلوم نیست الان قاضی میاد و حکمو میخونه.
ادامه دارد................∆
part:93
آنالی:جونگکوک!
جونگکوک:جان جونگکوک؟
آنالی:اذیت نکن دیگه!
آروم موهامو نوازش کرد و بوسه ای روی پیشونیم زد و آروم گفت:نظرت چیه همین الان بگیرمت؟
آنالی: الان؟
جونگکوک:هوم.
آنالی:نوچ من عروسی مجلل میخوام!
جونگکوک:باشه عروسی مجللم برات میگیرم جوجه رنگی!
با حرفش لبخندی روی لبم شکل گرفت.
آروم نزدیک شدم و بوسه کوچیکی روی لبش زدم و زود ازش جداشدم.
جونگکوک: شیطون شدی جوجه میخوای بریم رو تخت منم شیطونیمو بهت نشون بدم؟
باحرفش چشام گرد شد و زل زدم بهش!
جونگکوک:چرا اینجوری نگا میکنی فقط بهت پیشنهاد دادم جوجه!
دستمو دور گردنش حلقه کردم و آروم لب زدم:دوستت دارم جونگ کوک!
منو به خودش چسبوند و گفت:من بیشتر جوجه رنگی!
........
امروز قرار بود برای آخرین دادگاه تهیونگ بریم و ببینیم که قاضی چه حکمی واسش صادر کرده.
تهی کنارم نشسته بود و بغضش کاملا معلوم بود.
آنالی:تهی!
تهی:ب بله؟(بغض
آنالی:چیزی شده؟
تهی:اگه داداشم حکمش اعدام باشه من چیکار کنم؟(گریه
آنالی:فدات بشم هنوز چیزی معلوم نیست الان قاضی میاد و حکمو میخونه.
ادامه دارد................∆
- ۸.۱k
- ۰۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط