{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قایقی باید ساخت

قایقی باید ساخت

حجم دوری آنقدر نزدیک است
که طراوت مسموم خوبی خسته و دور

شور و مستی لب گور

آتش عشق همه خاکستر

و نگاهها همه بیمار است

و به جای سخن از عاطفه ها

سخن تلخ تر ازرفتن نیلوفرهاست

چه کسی خواهد ماند

تا که مرهم شود از روی نجابت نفسی

ای همه حجم نگاه تو عزیز

رستن یاسمن از بودن توست

تو بمان

تو بمان و دل محبوبه ی شب را تو بخوان

پیش ها میگفتی "قایقی باید ساخت"

نه تو این گونه مخواه

قایق دل باید ؟

قایقی باید ساخت....

که همه طول و درونش

نه زیک مرده درختی باشد

که طراوت باشد که همه عشق و سرور

با دل عاشق خود

همه رنگی به قایق بزنیم

رنگ قرمز ز پاکی دل لاله ی سرد

رنگ آبی زعمق نگه مریم نرم

قایق دل بایست

سوی اقلیم محبت برود

باید انداخت به آب؟؟

هیچ آیا سزاوار دل است؟؟

باید انداخت به خون

تا رود سوی جنون....
دیدگاه ها (۱)

تو كجايي سهراب؟اب را گل كردندچشم ها را بستندو چه با دل كردند...

قایقی خواهم ساخت... با کدام عمر دراز؟!نوح اگر کشتی ساخت، عمر...

@ h:«قایقم مال تو باد»قایقی خواهم ساختتار و پودش از جانخواهم...

قایقی خواهم ساختقایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.دور خواه...

قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آبدور خواهم شد از این خاک غ...

پشت دریاها شهری‌ست

قایقی خواهم ساختخواهم انداخت به آب.دور خواهم شد از این خاک غ...

قايقي خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.دور خواهم شد از اين خاک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط