قایقی باید ساخت
قایقی باید ساخت
حجم دوری آنقدر نزدیک است
که طراوت مسموم خوبی خسته و دور
شور و مستی لب گور
آتش عشق همه خاکستر
و نگاهها همه بیمار است
و به جای سخن از عاطفه ها
سخن تلخ تر ازرفتن نیلوفرهاست
چه کسی خواهد ماند
تا که مرهم شود از روی نجابت نفسی
ای همه حجم نگاه تو عزیز
رستن یاسمن از بودن توست
تو بمان
تو بمان و دل محبوبه ی شب را تو بخوان
پیش ها میگفتی "قایقی باید ساخت"
نه تو این گونه مخواه
قایق دل باید ؟
قایقی باید ساخت....
که همه طول و درونش
نه زیک مرده درختی باشد
که طراوت باشد که همه عشق و سرور
با دل عاشق خود
همه رنگی به قایق بزنیم
رنگ قرمز ز پاکی دل لاله ی سرد
رنگ آبی زعمق نگه مریم نرم
قایق دل بایست
سوی اقلیم محبت برود
باید انداخت به آب؟؟
هیچ آیا سزاوار دل است؟؟
باید انداخت به خون
تا رود سوی جنون....
حجم دوری آنقدر نزدیک است
که طراوت مسموم خوبی خسته و دور
شور و مستی لب گور
آتش عشق همه خاکستر
و نگاهها همه بیمار است
و به جای سخن از عاطفه ها
سخن تلخ تر ازرفتن نیلوفرهاست
چه کسی خواهد ماند
تا که مرهم شود از روی نجابت نفسی
ای همه حجم نگاه تو عزیز
رستن یاسمن از بودن توست
تو بمان
تو بمان و دل محبوبه ی شب را تو بخوان
پیش ها میگفتی "قایقی باید ساخت"
نه تو این گونه مخواه
قایق دل باید ؟
قایقی باید ساخت....
که همه طول و درونش
نه زیک مرده درختی باشد
که طراوت باشد که همه عشق و سرور
با دل عاشق خود
همه رنگی به قایق بزنیم
رنگ قرمز ز پاکی دل لاله ی سرد
رنگ آبی زعمق نگه مریم نرم
قایق دل بایست
سوی اقلیم محبت برود
باید انداخت به آب؟؟
هیچ آیا سزاوار دل است؟؟
باید انداخت به خون
تا رود سوی جنون....
- ۶۶۰
- ۱۳ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط