{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ماهت میشم تو خورشیدم🙃🤍🐾

من ماهت میشم تو خورشیدم🙃🤍🐾
پارت۱۸
رضا:چی گفت؟
پانیذ:بابام با نامادریم که اسمش ساریناس یه هفته مامورینتن
رضا:هورااا اینکه خیلی خوبه چرا ناراحتی
پانیذ:یجورایی میترسم
رضا:چند بار بگم قربونت نترس من پیشتم*یه چیزی بین ذوق جوش*
پانیذ:حالا میشه اتیش روشن کنین
ارسلان:چوب نداریم
رضا:میریم میاریم
دیانا:نه نه نه منو پانیذ تنها میترسیم
رضا:ما جایی نمیریم که جلو چشماتونیم
ارسلان:اره نگران نباشین
پانیذ:خب باشه فقط زود بیاین
رضا:اوک
دیانا:وای چرا نمیان من میترسم
پانیذ:وای منم خب میترسم
دیانا:یعنی دیگه نمیان*زد زیر گریع*
پانیذ:گریه نکن ما هندیگه رو داریم الان میان
دیانا:گوش کن صدا رووو
پانیذ:وایییی*جیغ*
رضا:ارسلان دیر کردیم دخترا میترسن بیا بریم دیگه
ارسلان:باشه احساس میکنم دیانا حالش خوب نیس
رضا:عه نفوذ بد نزن بیا بریم ببینیم چی میشع
پانیذ:رضا رضا رضا *داد* تو جنگل بودن باید داد میزد
دیانا:ارسلان ارسلان ارسلان*داد*تو جنگل بودن باید داد میزد
رضا:عه صدای دختراس بدوووو
ارسلان:باشههههه
پانیذ:دیدم یکی داره میاد جلوم دیدم رضاس
رضا:ببخشید نباید تنهات میزاشتم ببخشید
پانیذ:اشکال نداره*بغض*
دیانا:دیکه تنهام نزار میترسم*کیوت و گریه*
ارسلان:وای اینجوری حرف نزن میمیرممممممم باش۶ قلبم دیگه نمیرممم
خب خلاصه ازین چندش بازیا😂😒
دیدگاه ها (۰)

Part ³¹ ویو لیلی جونگکوک بلند شد _ خب دیگه بریم تو هوا...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

پارت ۱۳(سالن مهمونی .کیف‌و کفش و لباس یونا)جونگ کوک:هی یونا ...

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : tenویوی تهیونگ :امروز هم مثل همی...

دوپارتی درخواستی

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط