{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک واژه ی قدیمی

یک واژه ی قدیمی
جان داد
در برگ سفید دفترم
در خط رسیدن به تو

بیچاره او
نمیدانست...
سالهاست
در صفحه ی _دیگری_ خانه گزیده ای
دیدگاه ها (۴)

من محو در جغرافیای صورتتگم شدمآنجادر مرز سرزمین لبخند و به د...

میشه لطفاااا یه نفر بیاد با من دوس شهبعد ولم کنه!؟چندتا پست ...

پسرکی دو سیب در دست داشتمادرش گفت:یکی از سیب هاتو به من میدی...

بحثی را کهنه خود قـانع می‌شویو نه می‌تـوانیشخص مقابل را قانع...

عاشقانه های شبنم

پارت۲

بعضی آدم‌ها را نمی‌شود فقط دوست داشت؛باید عمیقاً به بودنشان ...

*شهریور، آهسته در گوش زمین می‌گوید:من آخرین نفس‌های تابستانم...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

#داستان_شب✍حکایت آب و کوزه مردی در خانه‌اش دو کوزه بزرگ برای...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط