{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروب لابلای کوچه های دلم جا مانده و خشم

غروب لابلای کوچه های دلم جا مانده و خشم
از پله های نگاهم بالا رفت
اما سکوت انزوا را به لبهایم سنجاق کرد
تا مردم فردا فریاد بزنند
دیوانه ای لال گمشده است
دیدگاه ها (۱)

رها🦋 ظاهرم آرام است...اما درخودم سرگردانمجایی میان ماندن و ر...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

پارت بیست و یکم

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

درخواستیاسم: آوایِ عشق در پسِ سکوتپارت اولفضای خانه از سنگین...

قسمت ۱: بازگشت به کوچه‌هایخاکستریصدای تند و تیز قطار زیرزمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط