{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز کن پنجره را

باز کن پنجره را
من تو راخواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سرچشمه نمی گردد باز
بهتر آنست که غفلت نکنیم از آغاز
باز کن پنجره را
صبح دمید
دیدگاه ها (۳)

تو را نمی دانم،اما من دلم روشن استبه تمام اتفاقات خوب در راه...

نغمه میهن:جـان هر زنـده دلی، زنده بہ جـانی دگرست ...#خواجوی_...

مهم نیست اگر انسانی برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست ب...

🌷 سلام امام‌زمانمبا هر صبح، باز نور‌ امید در دلم روشن می‌شود...

عاشقانه های شبنم

درین بساط، به جز شربت شهادت نیستمیی که تلخی مرگ از گلو تواند...

قصه تلخ از عشق

پارت۲

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :گفت: روز دوم را آغاز ...

رمان

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط