part

part (15) 🫂🖇🩺💊


بورا:/
از خواب بیدار شدم و کارامو کردم و صبونمو خوردم
راه افتادم رفتم شرکت که دیدم باز ا ن لعنتی اونجاس
اهههههه دست از سرم بر نمیداره
...
رفتم پیشش:
تو دست از سرم بر نمیداری نه؟؟
وودوک:نه نمیخوامم بردارم تا تورو مال تودم نکنم ول کن نیستم
بورا:تو غلط کردی
وودوک:میکنم
بورا:گفتم گمشو از جلو چشام نمیخوام ببینمت..چرا نمیفهمی من دوست ندارم*داد،ی سیلی زد به وودوک*
وودوک:به چه جرعتی منو زدی؟؟
بورا:دوست داشتم زدم
وودوک هم عصبی شد و بورا رو ی جوری زد که پرت شد اونور
وودوک:بیا اینم حقته منم دوست داشتم تا دفه اخرت باشه که منو میزنی
از ی طرف ی کارمند شرکت بورا رو دید و اومد سمتش
(چیه میخواستی کوک یا سوبین بیاد🤔)
(کارمند=کار)
کار:خانم حالتون خوبه؟؟*بلندش کرد*لبتون خم شده
بورا:چیزیم نیست ممنونم
وودوک سوار ماشینش شد و رفت
کار:خانم بیاین بریم پیش دکتر
بورا:من خودم دکترم
کار:پس همراهم بیاین..به بورا کمک کرد بردش اتاق پزشکی بورا رو نشون روی صندلی و وسایل ضدعفونی اورد که کنار لبشو ضد عفونی کنه
بورا:به خدا لازم نیست خودم انجامش میدم
کار:شما بشین من درستش میکنم
بورا:مگه بلدی؟؟
کار:مگه بلدی میخواد؟در ضمن بله من بلدم
بورا:خوبه*خنده*(همکارش دختره)
کوک ویو:/
امروز من سریع ار از پسرا راه افتادم به سمت کمپانی تا بورامو ببینم
فلش بک به خوابگاه:/
همه داشتن صبونه میخوردن که کوک اومد:
من میرم
شوگا:وایسا با هم بریم
نامی:کجا بیا صبونه بخور
کوک:من اونجا میخورم خدافظ
ته:چیشده خو بگو به مام
کوک:جین هیونگ براتون تعریف میکنه..خدافظ..
کوک رفت.
جیمین:این چش بود هیونگ؟
جیهوپ:چرا اینطوری کرد؟؟
نامی:بگو دیگه..
جین:اگه امون بدین میگم
شوگا:خو بگو
جین:هیچی بچم عاشق شده
جیمین و ته:اووووووووو پس ی عروسی در پیش داریم
همه:*خنده*
جیهوپ:ولی اگه کمپانی نزاره چی؟؟
نامی:اگه کوک اونو دوست داشته باشه من ی کاریش میکنم
شوگا:حالا کی هست؟؟
جین:بورا پزشک جدید شرکت
ته:اوووووو چقد خوب
جیمین:چطور؟؟
ته:اخه تعریفشو خیلی شنیدم دختر باهالیه تو کارش حرفه ایه .. هم خوشگله..
نامی:پس چه بهتر
پایان فلش بک:/
کوک:.. رفتم شرکت دیدم همون پسره فک کنم اسمت وودوک بود از پیش ماشینم گازشو گرفت رفت
ن..نکنه دوباره ..پس سری رفتم توی شرکت
...
دیدگاه ها (۲۴)

part (16) 🫂🖇🩺💊 کوک:.. رفتم شرکت دیدم همون پسره فک کنم اسمت و...

part (17)🫂🖇🩺💊 بورا ی نگاهش به بیرون اتاق افتاد که دید ی نفر ...

part (3) 🫂🖇❤جیمین بالشت ته و تنظیم کردو اونو خوابوند تهیونگ ...

😎😈

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط