Blood enem

ویو ات:
_فقط اگه دستت بهش بخوره(با داد)
چون حوصلشو نداشتم بدون هیچ حرفی صحنه رو ترک کردم
ویو راوی:زنگ خورد و همه بچه ها رفتن سر کلاس
ویو ات:
+لونا امروز میای خونمون
=ببخشید ات ولی مامان بابام میخوان برن خونه یکی منم باید باهاشون برم
+مشکلی نیست
معلم امد سر کلاس همه ساکت شدن و معلم شروع کرد به درس دادن زنگ زبان بود دیدم یونا خیلی مشکوک میزنه تلفنش زنگ خورد و از استاد اجازه گرفت به بهانه دستشویی بره بیرون
+ایی استاد میتونم برم دست شویی دارم میترکم😢
استاد:باش ات برو زود برگرد
رفتم دنبال یونا که دیدم داره با تلفن صحبت میکنه
یونا:سلام عشقم خوبی کارم داشتی
........
یونا:کی بریم
........
یونا:نه هنوز موفق نشدم که پدرش رو لو بدم
........
یونا:فعلا
تمام صحنه رو فیلم گرفتم که حال جیمین رو بگیرم
که یهو....
دیدگاه ها (۷)

Blood enemy

منو دوستم اگه تنها بشیم😂

Blood enemy

Blood enemy

رمان جیمین ( خیانت) پارت ۲

دوست پسر مافیایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط