کوک لطفا حداقل حداقل بزار بچم سالش بشه خواهش میکنم

+کوک.. لطفا حداقل.. حداقل بزار بچم 1 سالش بشه خواهش میکنم.. لطفا بزار 1 سال از زندگیمو باهاش باشم بعد.. بعدش بیا و ببرش

همه حرفا مو با گریه به کوک میگفتم بعد از کلی خواهش و التماس گذاشت 1 سال بچه پیشم بمونه ولی به شرط اینکه من به کره برگردم

از سر ناچار قبول کردم

بعد کوک گفت

_فقط.. فقط 1سال وقت داری تا میتونی از وقتت استفاده کن

و رفت.. منم چند روز دیگه باید برگردم کره


ته:ا.ت چیشد اون عوضی بهت چی گفت

...... +

جولی:ا.ت بگو دیگه داری دقم میدی

کل ماجرارو برای ته و جولی تعریف کردم

ته:من نمیتونم تنهایی بفرستمت پیش اون عوضی.. منم باهات میام کره

جولی:منم میامممممم

+آه بچها ممنونم ولی نیازی نیست من میتونم از پس خودمو پسرم بر بیام

ته، جولی :ساکت شوو گفتیک که میایم باهات (با داد)

+.....وات فاخ.. باش بابا نکشینم

یکم باهم خندیدیم ته رفت بوفه منم با جولی داشتیم در باره ی اسم پسرم حرف میزدیم که چی باشه

جولی:اره این خیلی خوبه

+اهوم...
.
.

.
.
.
ترجیح میدم اول این فیک و تموم کنم بعد برم سراغ بقیه ولی سریع میزارم که زود تموم بشه
دیدگاه ها (۰)

قرار شد اسم پسرم هینسو باشه+پس باید این صداش کنمجولی:چی؟+پسر...

Part 2ویو کوکوقتی رسیدم اونجا دیدم ات اومد چشماش مثل دوتا کا...

جونگ کوک در کمال تعجب با بی حوصلگی میگه:نخوابیدی؟ات که از کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط