پارت ۱۱

پارت ۱۱

کوک: نگران نباشید خاله حواسم هیت به ات ولی خاله منظورتون از شیطونی چی بود مثلا دست به گاز نرنیم😂
م ت: نه منظورم اون نبود عزیزم برید خودتون میفهمین😂😈
ات و کوک: چشم خدافظ
م ت: خدافظ

فلش بک به تو راه

کوک: ات چه خوب شد
ات: چی خوب شد
کوک: می تونم تا ۳ روز کنارت باشم
ات: آره خیلییی
کوک: میای بریم بستنی بخوریم
ات: آره بریم
کوک: منتظر بودیا😂
ات: 😂

فلش بک به بستنی فروشی
کوک: بفرما اینم بستنیت
ات: مرسی
کوک: خواهش
ات: کوک کار بابات چی
کوک: قبلا ی شرکت داشت ولی الانو منم نمی دونم
کوک: کار بابای تو چی خوشگلم
ات: ی کافه داره
کوک: خوبه
ات: آره

ات ویو
داشتیم با کوک حرف میزدیم که یهو یکی منو صدا کرد برگشتم دیدم........
دیدگاه ها (۰)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

#میکاپ_آرتیست_من

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

bts

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط