{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۲

دیدم اون ووس (می دونم تو گذاشتن اسم خیلی عنم😂) قلبم داشت میومد تو دهم اومدم جوابشو بدم که کوک گفت
وو: اتتتتت
کوک: چته تو دیگه کی هستی
وو: دوست پسرش تو کیی دیگه
کوک: چی ولی من دوست پسرشم
کوک روبه ات: ات این چی داره میگه با من بیا (جوری که خودشون بشنون)
ات: باش (رفتن)
کوک: این چی داره میگه
ات: بزار توضیح بدم
کوک: اوکی خب بگو
ات: این پسره یکی از دوست های مامانمه که چند سال پیش گیر داده بود به من و من قبولش نکردم و حالا دوباره اومده سراغم
کوک: قسم بخور که راست میگی
ات: به جون تو راست میگم
کوک: باشه همینجا وایسا من الان حالشو جامیار فقط اسمش چی
ات: باشه چا اون وو
کوک: هوی مرتیکه ی عوضی از جون دوست دختر من چی می خوای
وو: چی دوست دخترت اون دختر ماله منه
کوک: چه گوهی خوردی (و با مشت میره تو صورتش😐🙂😂)
کوک: آخرین بارت باشه که گوه زیادی می خوری عنتر
وو: خیلی خوب باشه وحشی
کوک: ببین باز داری گوه می خوری (میره جلو و باز دوباره ی مشت می خوابونه تو صورتش)
وو: اوکی اوکی ببخشید بابا
کوک: سریع برو گمشو دیگه دور و ور ات نبینمت گمشو
وو: اوکی
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۳ات اومد پیش کوکات: کوک چی شد کوک: هیچی کاری کردم که د...

پارت ۱۴ات: نمیشه یدفعه مامانم بیادکوک: نه نمیاد باباات: باش ...

پارت ۱۱کوک: نگران نباشید خاله حواسم هیت به ات ولی خاله منظور...

پارت ۱۰پ ک: ات دختر هیونگ شیک کوک: آرهپ ک: نکنه من با اون تص...

وقتی ات به کوک مشت میزد . به عضله هاش دستاش درد می گرفت . کو...

۲۰دقیقه بعد زمان حال نویسنده گارسون برای ات و کوک سفارشون رو...

اسم فیک: اون واسه منه p23آروم آروم رفتم سمتش و دستش رو از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط