ابروهاش خیلی آروم بالا رفت صدای آقای جئون موجب شد سرم رو برگردونم

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁷
.
.
ابروهاش خیلی آروم بالا رفت . صدای آقای جئون موجب شد سرم رو برگردونم
بک‌میون : درست فکر میکنی ملودی . جونگ‌کوک اخلاقای خاص خودشو داره ، دوست نداشت که بقیه فکر کنن با اسم من بالا اومده و توی این مدرسه معلم شده ترجیح داد فامیلی خودش رو جعلی معرفی کنه . منم باهاش موافقت کردم . اگر به یاد داشته باشی دفعه اولی که اومدی گفتم که این یه رازه
تمام مدت با لحن قاطع اما مهربونی به همراه یه لبخند روی لب‌هاش جوابم رو داد . پس آقای جئون معلمه ، کنجکاوم بدونم چه معلمی . حرف هاش رو با تکون دادن سرم تایید کردم ، سرم رو به طرف کسی که باید آقای ایم خطابش میکردم برگردوندم
ملودی : جلوی بچه ها شما رو با فامیلی اصلی‌تون صدا نکردم آقایِ‌ ایم ؛ از این به بعد هم حواسم رو جمع میکنم
جونگ‌کوک : ممنون
دوباره یادم رفت ، خدایا... سرم رو به طرف مدیر برگردوندم
ملودی : دیشب وقتی میخواستم هزینه دارو‌ها و بیمارستان رو پرداخت کنم آقایِ‌ایم گفتن که باید از شما بپرسم . میشه لطفا فاکتور رو بدین؟
سری تکون داد و از روی میزش برگه ای رو به سمتم گرفت . بلند شدم و بعد از دریافت برگه با دیدن هزینه ، فقط سعی کردم داد نزنم یا چشمام رو تا پیشونیم باز نکنم .
ملودی : که اینطور....
حرف زدن برای چند ثانیه یادم رفت ، قیمتش.. خیلی بود ، خیلی نه، خیلییییی بودددد
سرم رو بالا اوردم و به مدیر نگاه کردم
ملودی : لطفا شماره کارتتون رو بگید تا هزینه رو برگردونم ، بابت خرید دارو ها و زحمتی که برام کشیدید متشکرم
بک‌میون : خواهش میکنم ، برات میفرستم .
میخواستم تشکر و خداحافظی کنم که آقای ایم چیزی رو پرسید
جونگ‌کوک : چوی ملودی ، مگه بهت نگفته بودن امروز برای سه‌تاتون مرخصی ثبت کردم؟ لازم نبود با این حالت بیای
نگاهم به سمتش برگشت . منظورش از سه تامون داهی و سارنگ بود؟
ملودی : حقیقتا من دیشب بخاطر سِرُم خواب‌آور شدیدی که بهم زده بودن اصلا متوجه نشدم که بچه ها منو بیدار کردن و رفتم توی اتاق و... صبحم ساعتای چهار که بیدار شدم همه خواب بودن ...
میونه حرفام لبخند خیلی ریز و نا‌محسوسی زد
ملودی : اما من مشکلی ندارم ، مدرسه حال من رو بد نمیکنه و درحال حاضر هم حالم خوبه
مدیر تک خنده‌ای کرد و با لبخندی بزرگ رو به آقای ایم گفت
بک‌میون : جونگ‌کوک نگران نباش ؛ ملودی خودش رو میشناسه . به علاوه اون عاشق درسه پس مدرسه اذیتش نمیکنه ؛ اون دوتا رو بگو که فقط تا صبح بیدار بودن و برا همین نیومدن
بخاطرجمله اخرش حس کردم بچه هارو خراب کردم ، حداقل داهی رو....
نمیدونستم باید توی جاهایی که کسی هم نیست آقای ایم صداش کنم یا صرفا آقای جئون خوبه ، من که عموش نبودم پس.. همون ایم خوب بود . بعد از حرف مدیر بهم نگاه کرد ، انگار دنبال تایید حرف های عموش بود
ملودی : اوه بله درست میگن . جای نگرانی نیست
بعد از این حرفم دیگه وقت این بود که برم و همه رنج هایی که برای جمع اوری پولم کشیده بودم رو یک جا به باد هوا بدم
ملودی : من باید کم کم برم سر کلاس ، فعلا خدانگهدار
تعظیم کوتاهی کردم که مدیر و آقای ایم باهم " خدانگهدار " کوتاهی گفتن .
از در که اومدم بیرون به دیوار تکیه دارم و خیلی آروم سر خوردم و نشستم روی زمین . پولممممممممممم ، من خیلی براش تلاش کردممممممممم ، نصف بیشتر پولم بخاطر عصا رفتتتتتت . درسته که سرگیجه دارم و سعی میکردم نشون ندمش ، اما وقتی به هر بدبختی هم که بود تونستم پیاده تا مدرسه بیام از پس بقیه‌ش هم میتونستم بربیام . سرم رو روی زانو هام گذاشتم و نگاهی به ساعت مچی‌م اداختم . ساعت هفت و نیم بود . نفس عمیقی کشیدم و از جام بلند شدم ؛ اروم دامن فرمم رو تکوندم درحالی که سعی میکردم تعادلم رو حفظ کنم به پایین مدرسه رفتم تا پول رو جابه جا کنم
دم در کلاس وایسادم ، نفس عمیقی کشیدم و تلاش کردم به سرگیجه‌م غلبه کنم ؛ در رو باز کردم و وقتی وارد کلاس شدم کلاس رو آنالیز کردم تقریبا همه بچه ها اومده بودن . و همه‌شون با چشمای گشاد شده ای بهم زل زده بودن ؛ انگار جن دیدن
ملودی : آنیونگ ( سلام خودمونی تویِ کره ، فرقش با سلام رسمی مثل Hi و Hello توی انگلیسی عه )
یکی از دخترا با صدای بلندی اسمم رو صدا کرد
: ملودییییییییی
از صدای بلندش چشمام رو روی هم فشار دادم و وقتی باز کردم دیدمش که چطور با چند نفر دیگه تند دارن به سمتم میان . وقتی رسید بهم دستم رو گرفت و گفت
: ملودی ! حالت خوبه؟ دیروز چه اتفاقی افتاد ؟ بچه های کلاس 9_9 میگفتن که آقای ایم با دو ، تورو توی دستاش درحالی که داشتی گریه میکردی میبرده
یکی اون طرف گفت
: گفتن مدیر با بیمارستان تماس گرفته بوده و راجب آلرژی شدیدی که داشتی صحبت میکرده
دیدگاه ها (۱)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁸..اولین بار بود که کسی داشت پش...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁹..ملودی : بله ؟لبخندی زد و ارن...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁶..هوا سرد بود ، باید کم کم به...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ¹⁵..ملودی : و اره دیشب بخاطر همی...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷. .دوباره نگاهم کردداهی : لازمه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط