{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نق

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا

از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای

پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.

نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد. او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف

قرار داده بود؛ نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛ پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت
دیدگاه ها (۵)

تو از دنیای بیرحمه منه تنها چی میدونیتو از اونجا که میفتی ته...

تمام محبت خود را ....به یکباره برای دوستت ظاهر مکن ....زیرا ...

این داستان هم خیلی قشنگه حتما بخونیدشداستانی واقعی که در کتا...

اینطور راحت نظر می دهیحواسمان نیست که چه راحتبا حرفی که در ه...

معرفی کتاب

پادشاهی بود که فقط یک چشم ویک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان...

نقاشی پرتره از پادشاه یک چشم و یک پا پادشاهی بود که فقط یک چ...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام نقاشان...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.پادشاه به تمام نقاشان...

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط