{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم تورا اورده ام دارم عبادت میکنم

اسم تورا اورده ام دارم عبادت میکنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کارمن
اما نمیدانم چرا دارم حسادت میکنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ایی دارم حسادت میکنم
رفتم کنار پنجره دیدم تورا...بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
من عاشق چشم توأم تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
تو التماسم میکنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تورا به خانه دعوت میکنم
گفتی محبت کن برو باشه خداحافظ...ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم.
دیدگاه ها (۴)

فقط ارزوم همینه که تو از سفر بیای...

میشه واسه برطرف شدن مشکلم صلوات بفرستین؟

امشب_ در شب آرزوها برایت آرزو می کنم:آرزوی کسی باشی که آرزوی...

مرد نیستم به خاطره فاطمه از حقش تو دادگاه دفاع نکنم

قمار یا زندگی پارت۴۲

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

Part ¹

فیک تهیونگ

رمان آرام باش

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط