اسم تورا اورده ام دارم عبادت میکنم
اسم تورا اورده ام دارم عبادت میکنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کارمن
اما نمیدانم چرا دارم حسادت میکنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ایی دارم حسادت میکنم
رفتم کنار پنجره دیدم تورا...بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
من عاشق چشم توأم تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
تو التماسم میکنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تورا به خانه دعوت میکنم
گفتی محبت کن برو باشه خداحافظ...ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم.
گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت میکنم
دستت به دست دیگری از این گذشته کارمن
اما نمیدانم چرا دارم حسادت میکنم
گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم
شاید تو با خود گفته ایی دارم حسادت میکنم
رفتم کنار پنجره دیدم تورا...بگذریم
چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت میکنم
من عاشق چشم توأم تو مبتلای دیگری
دارم به تقدیر خودم چندیست عادت میکنم
تو التماسم میکنی جوری فراموشت کنم
با التماس اما تورا به خانه دعوت میکنم
گفتی محبت کن برو باشه خداحافظ...ولی
رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم.
- ۲.۶k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط