شونه ای بالا انداخت و دستاشو به حالت نمیدونم باز کرداصلا

شونه ای بالا انداخت و دستاشو به حالت نمیدونم باز کرد:اصلا کار ندارم بریم ببینم سئول چطوریه
تهیونگ:باشه باشه برو آماده شو میریم ولی فقط امروز من تو شرکت کار دارم
کارلا همونطور که داشت از پله ها بالا می‌رفت اروم گفت:به کتفم
تهیونگ دستشو بالا برد و گفت:شنیدماااا
اینبار با صدای بلندتری گفت:به کتفممممم
رفت اتاق و کمد لباساشو باز کرد که دیشب چیده بودتشون...انگشتشو گذاشت رو لپش و با ضربات اروم به حالت سوالی به لپش میزد
یدونه شلوار درآورد با یک کراپ و بالاشون هم یک کت کوتاه وقتی اونارو پوشید کلا بِرِت عضو جدا نشدنی از استایلش رو بعد شونه کردن موهاش روی سرش تنظیم کرد روی لباش تینت زد و از پله ها پایین اومد

کارلا:خب من آماده ام
تهیونگ سری تکون داد:منم آماده ام بریم
سوار ماشین شدن و بدون مقصدی توی جاده های سئول حرکت میکردن تا که به یک پارکی رسیدن
تهیونگ:این پارک خیلی قشنگه و خیلیم بزرگ بیا بریم ببینش
کارلا:باشه
از ماشین پیاده شدن و توی پارک راه میرفتن
همه کساییکه به پارک اومده بودن کاپل بودن کسی تنهایی یا با پدر و مادرش نیومده بود شاید با دوستاشون اومده باشن ولی اکثرا کاپل بودن و کارلا با لبخند نگاشون میکرد
کارلا:ببین چه قشنگن
ولی تهیونگ متوجه اطرافش نشده بود و به کارلا نگاه میکرد:لبخند قشنگی داری
با چشمای گشاد شده تهیونگو نگاه کرد:منو میگی؟
تهیونگ:کسی دیگه ای غیر از تو باهامه؟
لپاش سرخ شدن:ها خب...مرسی لبخند تو خیلی قشنگتره
تهیونگ دستشو برد سمت موهای کارلا و اونارو یواش بهم زد:حالا نمیخواد لپات سرخ بشن
دستشو گذاشت رو لپاش:نه خو میدونی اینا علکی واسه خودشون سرخ میشن همیشه یعنی بخاطر همه چیز
تهیونگ خندید و چیزی نگفت و به راهشون ادامه دادن
توی راه کاپل های بیشتری رو میدیدن که توی پارک لحظات عاشقانشونو ثبت میکردن تا وقتی که کارلا چشمش به کاپلی اوفتاد که داشتن همدیگه رو میبوسیدن
چشماشو محکم بست و لباش روی هم فشار داد و سرشو چرخوند به سمت تهیونگ...رسما نشون داد که بدش میاد
تهیونگ به حالت قیافش خندید:چته چرا اینطور شدی
چشاشو یکم باز کرد:داشتن همدیگه رو میبوسیدن
تهیونگ دستشو گذاشت رو لباش و سوالی نگاش کرد
کارلا هم زد به دست تهیونگ و اونو از روی لبش برداشت و گفت:وای مرررض اره همونجا
خنده ی تهیونگ بیشتر شد:خب مگه چی داره
کارلا چشاشو تا آخر باز کرد:چی دارهههه
تهیونگ مشکوک نگاش کرد:ی پاریسی اینو میگه؟بوس های فرانسوی توی دنیا معروفنااا
دیدگاه ها (۰)

چشماشو بیشتر هم گشاد کررد:وایییی تهیووونگگگ بس کنن چیکار دار...

خب بیاید تعریف کنید ببینم روز اول مدرسه چطور بووود؟

_part:17__charmer__تهیونگ_با موهای بهم ریخته اش رفت تو سالن ...

نه جدی یلحظه بیاید اینجا ببینمفقط منم که دوستام رو با اسمای ...

دوست پسر دمدمی مزاج

در دل خوابپآرت : ۲کاترین پاشو کار دارم چقدر میخوابی ...مامان...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۹۵مین جی گنگ گفت : اینو ولش کن .. ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط