حکایت دوستی من با تو…حکایت قهوه ایست که با یاد تو تلخ تلخ
حکایت دوستی من با تو…حکایت قهوه ایست که با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم…!که با هرجرعه، بسیار اندیشیدم
که این طعم را دوست دارم یا نه…؟!
و آنـقــــدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم….!
تمام که شد فهمیدم باز قهوه تلخ میخواهم!
که این طعم را دوست دارم یا نه…؟!
و آنـقــــدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن که انتظار تمام شدنش را نداشتم….!
تمام که شد فهمیدم باز قهوه تلخ میخواهم!
- ۱.۸k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط